یونا

چهارشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۳۷ ق.ظ

نقطه

دنیا پراست از آدم های دیوانه.از صبح می خواهم همین رابنویسم.از صبح بارانی امروز.حرف تازه ای نیست.همه مان دیوانه ایم.مشتی دیوانه ی بی آزار و منفعل.مشتی هم دیوانگان خطرناک.بستگی دارد زور چه کسی برچه کسی بچربد.دنیایی که باید بشود از آن بیرون رفت.شاید خیلی محترمانه.مثل همان که تو نوشنی خیلی آقا بود.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۳۷
یونا یونا
يكشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۲۹ ب.ظ

بازخوانی هام

تو از من جلدتر بوده ای.خودت را زدی به سایه ، به محبوب ، به خنده ، به رفتن ، به رفتن ، به رفتن. خودت را زدی به ماهی ، به پروانه.خودت را زدی به سکوت ، به دیر آمدن. من اما ماندم به بهت، به دیدن، سکوت، درخت ها ،کاش ها ،سنگین رفتن ها، نشستن ها، نشستن ها ، نشستن ها.حالا  که باز آمده ایم اندکی ، حالا که تو از ماهی و پروانه ، من از درخت و سایه،حالا تو که همیشه محبوب ، من همیشه نگاه ، بیا بنشینیم تا آخر دنیا.همین جا ، همین درخت.در سکوت های تو ، در درخت های من.

+با ویرایش تمام!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۲۹
یونا یونا
يكشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۱۲ ب.ظ

عصر

در  خیابان های اردیبهشت. درخت تا دل آسمان رفته است. آدم ها این پایین در ازدحام هم راه می روند. می خواهم آشنایی ببینم.حرفی ، لبخندی ، صدایی.اما کسی نیست. باز می گردم.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۱۲
یونا یونا
يكشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۳۵ ق.ظ

همیشه شادا، شادا

 در قبض و بسط من! امروز رباعیات مولانا! امروز شوق او را می آموزم .

از باده ی ناب لعل شد گوهر ما

آمد به فغان زدست ما ساغر ما

ازبس که همی خوریم می بر سرمی 

ما در سر می شدیم و می در سر ما

کنارتر بنشینم.چیزهایی را نمی دانم.چیزهایی که ندیده ام.کنارتر بنشینم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۸:۳۵
یونا یونا
سه شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۱۵ ب.ظ

دچار یعنی

همین سرخوشانه رفتن.همین در نسیم تاب خوردن.بی خیال آدم ها حرف زدن.ناگهان فراموش کردن.آفتاب دیدن.

به درخت های تمام راه فکر کردم.به ابرهای بالای تپه ها.به خاک به خاک جاده .به آن آسودگی.به آن فضای غریبه ی بی هیچ کس.بعد به جنگل.به کیلومترها درخت.

آمده ام خانه.همه جا را می گردم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۱۵
یونا یونا
سه شنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۱۱ ب.ظ

پایان

سال های سال.آفتاب ها و سایه ها. لحظه ها.دردها و لبخندها.ابرها و باران ها.گرما و سرما.واژه ها.واژهای فراموش شده.جمله هایی از سر نو.نوشته هایی گمشده.غصه ها ودلتنگی ها.نیمکت های سرد سال هایی دور.کتاب هایی که خوانده ام.رفتن ها و آمدن ها.رفتن ها و رفتن ها.دور شدن ها.تن دادن ها.دل دادن ها.روزگاران دور دور دور.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۷ ، ۱۶:۱۱
یونا یونا
يكشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۲۹ ب.ظ

بیست و ششم

چند روزی را از دنیا، از کتاب هایم ، از خیابان ها، از آشپزخانه، از این پتو، از تو، از جنگل،، حتا از شعر ، از آتش ، از همه .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۲۹
یونا یونا
شنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۰۴ ق.ظ

الان

بخوان و برو.ببین و برو.نمان.ماندن خفه ات می کند.برو.هرجا.نمان.واژه ها دیگرند و ما دیگر.حرف ها دیگرند و درون ها دیگر.شادمانی خواندن و دیدن را بخواه.شادمانی بودن با آدم هایی که آدم تو نیستند.تو هم آدم کسی نیستی.پایت را بردار از میانشان و برو. 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۰۴
یونا یونا
شنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۳۸ ق.ظ

ای گرفته آفتابت

نه به خاطرت و نه به اختیارت.جایی این حوالی جنگ بوده است و هنوز . چیزهایی می نویسی و بعد پیام هایی از سرخوشی. و تمام می شود .واژه ها پیش ازتو مرده اند!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۷ ، ۱۰:۳۸
یونا یونا
سه شنبه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۰۷ ق.ظ

سه شنبه

از روزهایی که .این واژه ها کافی نیستند.چیزی سنگین است.نشسته اینجا.واژه ها به کار نمی آیند.درخت ها پشت شیشه هستند.کسانی راه می روند.من انگاز چیزی از این زندگی هستم.این فنجان.این یخچال.اینجایم.انگار.همیشه.تکرار فایده ای ندارد.هیچ کس نیست.چیزی سنگین است.یا چیزهایی.بگذرم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۰۷
یونا یونا