یونا

پنجشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۷، ۰۹:۵۶ ق.ظ

همین

لحظه هایی که سرگیجه سقوط و پایان را خوب خوب حس می کنی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آذر ۹۷ ، ۰۹:۵۶
یونا یونا
يكشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۳۳ ق.ظ

من

در این خلوت روزهایم را می نویسم. کارهای زندگی. خیابان ها. خریدها. آدم هایم. اشیا. واژه ها. شعر. شاید هم خلوت نیست چون خودم خواسته ام و این یعنی چیزهایی را هم نمی نویسم. تا هر جای هر سو هم که بتوانی بدوی، جاهایی هست و وقت هایی که خودت می گویی این سمت نرو یا دور بزن و برگرد یا بنشین و نفسی تازه کن.به هرحال این ها هم طوری است از این زندگی. این نوشته ها. این ننوشتن ها و پاک کردن ها یا دور ریختن ها. جدی نیست آن قدر که فکر می کنم. هست. فقط هست  مثل خیلی چیزهای دیگر. وقتی هم خواهد آمد که هیچ کدامشان نیست و فرقی به حال دنیا ندارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۷ ، ۰۸:۳۳
یونا یونا
يكشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۱۳ ق.ظ

هجدهم

انگار همین دنیا.همین جا.یکی از خیلی ها.یکی از همه.جانی و نفسی.چیزهایی.واژه ها.اندوه و شادی.بی اختیار تو.بی حساب است .و دورها درخت.و دورها خاک.سنگ.آب.کوهستان.پرنده.مه.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۱۳
یونا یونا
دوشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۲۷ ق.ظ

مرداد

یادداشت های روزانه ی ویرجینیا وولف را می خوانم.ورق می زنم و گاهی جایی نگاهی.کتابخوانی های بی رمق.روزهای بی انتظار.واژه ها را حذف می کنم.جمله ها را  کوتاه ، محو.زندگی  زیر پایمان افتاده است .له له می زند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۲۷
یونا یونا
چهارشنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۷، ۰۴:۳۴ ب.ظ

باشد

سال هاست.سال های سال های سال ها.ما روزها.من یعنی.من روزها.بی فایده ام.حرف نشوم.نگاه نشوم.دست نشوم.بی فایده  است من.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۷ ، ۱۶:۳۴
یونا یونا
دوشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۵۸ ب.ظ

باش

بی خیال می شوم.شده ام.بی خیال این همه  روز و شب.بی خیال این همه سخت ها و سردها و هیچ ها.بی خیال هرچه.تو می دانی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۵۸
یونا یونا
دوشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۴۹ ب.ظ

روز

انتظار رسیدن چه؟
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۴۹
یونا یونا
چهارشنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۴۸ ق.ظ

بیرون

سایه ای از خودم.تصویرهایی از روز.حرف هایی از  سکوت یا هیاهوی درون.رنگ درخت ها.برگ هاشان.چشم بستن بر شهود.خودرا بی اعتنا نشان دادن حتی به خود.نا گفتن.انگار می فرستی خود را به ته ته گنجه ای قدیمی .در تاریکی مرطوب و خاموش.یا می گذاری همه بخوابند و ناگهان در سکوت خیابان بیدار می شوی.کاری نمی کنی .تنها چشم می گشایی و لحظه ای به یاد می آوری دنیا  را و دوباره چشم می بندی.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۷ ، ۰۸:۴۸
یونا یونا
دوشنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۱۷ ب.ظ

دانی و نیک دانم

واژه ها هم با تو رفیقند می خندند.مهربانند.خوشحالند.امیدوارند.واژه ها هم با تو می درخشند.می داند این جان.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۱۷
یونا یونا
چهارشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۳۷ ق.ظ

نقطه

دنیا پراست از آدم های دیوانه.از صبح می خواهم همین رابنویسم.از صبح بارانی امروز.حرف تازه ای نیست.همه مان دیوانه ایم.مشتی دیوانه ی بی آزار و منفعل.مشتی هم دیوانگان خطرناک.بستگی دارد زور چه کسی برچه کسی بچربد.دنیایی که باید بشود از آن بیرون رفت.شاید خیلی محترمانه.مثل همان که تو نوشنی خیلی آقا بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۳۷
یونا یونا