یونا

يكشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۱۳ ق.ظ

هجدهم

انگار همین دنیا.همین جا.یکی از خیلی ها.یکی از همه.جانی و نفسی.چیزهایی.واژه ها.اندوه و شادی.بی اختیار تو.بی حساب است .و دورها درخت.و دورها خاک.سنگ.آب.کوهستان.پرنده.مه.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۱۳
یونا یونا
دوشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۲۷ ق.ظ

مرداد

یادداشت های روزانه ی ویرجینیا وولف را می خوانم.ورق می زنم و گاهی جایی نگاهی.کتابخوانی های بی رمق.روزهای بی انتظار.واژه ها را حذف می کنم.جمله ها را  کوتاه ، محو.زندگی  زیر پایمان افتاده است .له له می زند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۲۷
یونا یونا
چهارشنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۷، ۰۴:۳۴ ب.ظ

باشد

سال هاست.سال های سال های سال ها.ما روزها.من یعنی.من روزها.بی فایده ام.حرف نشوم.نگاه نشوم.دست نشوم.بی فایده  است من.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۷ ، ۱۶:۳۴
یونا یونا
دوشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۵۸ ب.ظ

باش

بی خیال می شوم.شده ام.بی خیال این همه  روز و شب.بی خیال این همه سخت ها و سردها و هیچ ها.بی خیال هرچه.تو می دانی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۵۸
یونا یونا
دوشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۴۹ ب.ظ

روز

انتظار رسیدن چه؟
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۴۹
یونا یونا
چهارشنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۴۸ ق.ظ

بیرون

سایه ای از خودم.تصویرهایی از روز.حرف هایی از  سکوت یا هیاهوی درون.رنگ درخت ها.برگ هاشان.چشم بستن بر شهود.خودرا بی اعتنا نشان دادن حتی به خود.نا گفتن.انگار می فرستی خود را به ته ته گنجه ای قدیمی .در تاریکی مرطوب و خاموش.یا می گذاری همه بخوابند و ناگهان در سکوت خیابان بیدار می شوی.کاری نمی کنی .تنها چشم می گشایی و لحظه ای به یاد می آوری دنیا  را و دوباره چشم می بندی.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۷ ، ۰۸:۴۸
یونا یونا
دوشنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۱۷ ب.ظ

دانی و نیک دانم

واژه ها هم با تو رفیقند می خندند.مهربانند.خوشحالند.امیدوارند.واژه ها هم با تو می درخشند.می داند این جان.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۱۷
یونا یونا
چهارشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۳۷ ق.ظ

نقطه

دنیا پراست از آدم های دیوانه.از صبح می خواهم همین رابنویسم.از صبح بارانی امروز.حرف تازه ای نیست.همه مان دیوانه ایم.مشتی دیوانه ی بی آزار و منفعل.مشتی هم دیوانگان خطرناک.بستگی دارد زور چه کسی برچه کسی بچربد.دنیایی که باید بشود از آن بیرون رفت.شاید خیلی محترمانه.مثل همان که تو نوشنی خیلی آقا بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۳۷
یونا یونا
يكشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۲۹ ب.ظ

بازخوانی هام

تو از من جلدتر بوده ای.خودت را زدی به سایه ، به محبوب ، به خنده ، به رفتن ، به رفتن ، به رفتن. خودت را زدی به ماهی ، به پروانه.خودت را زدی به سکوت ، به دیر آمدن. من اما ماندم به بهت، به دیدن، سکوت، درخت ها ،کاش ها ،سنگین رفتن ها، نشستن ها، نشستن ها ، نشستن ها.حالا  که باز آمده ایم اندکی ، حالا که تو از ماهی و پروانه ، من از درخت و سایه،حالا تو که همیشه محبوب ، من همیشه نگاه ، بیا بنشینیم تا آخر دنیا.همین جا ، همین درخت.در سکوت های تو ، در درخت های من.

+با ویرایش تمام!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۲۹
یونا یونا
يكشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۱۲ ب.ظ

عصر

در  خیابان های اردیبهشت. درخت تا دل آسمان رفته است. آدم ها این پایین در ازدحام هم راه می روند. می خواهم آشنایی ببینم.حرفی ، لبخندی ، صدایی.اما کسی نیست. باز می گردم.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۱۲
یونا یونا